یک عکاس دختر باید برای هر مشتری رویکردی پیدا کند تا او را دوست داشته باشد و حال و هوای ایجاد کند. و به نظر می رسد که او موفق شده است. مشتری حتی یک خراش گرفت. و بنابراین او خجالت نمی کشید، او مجبور شد کمی به او کمک کند. بله، به نظر می رسد که آنها نه تنها دیافراگم او را باز کردند، بلکه عمق میدان را نیز بررسی کردند. من "
لاغر، البته خانم، اما بسیار پرشور و دمدمی مزاج. و صراحتاً مردی را اغوا کند - کسی که می تواند تحمل کند و آن را به توپ های او نچسباند! مرد معمولاً خانم را در ژست های مختلف جالب کار می کرد، با این تفاوت که به نحوه بازکردن مقعد در حین رابطه جنسی توجهی نمی کرد. پس فکر می کنم باید دیکش را هم در مقعد خانم می گذاشت.
معلوم نیست چه چیزی برای دختر بهتر کار می کرد، نواختن گیتار یا نواختن با دیک پدرش. معلوم شد که بابا نه تنها یک معلم موسیقی خوب است، بلکه یک معلم خوب جنسی است، زیرا او دخترش را رد نکرد و با خوشحالی زیاد نوازش های آغاز شده را ادامه داد. اتفاقی که افتاد همان بود. محارم غیرمسئولانه در موقعیت های مختلف با حداکثر شدت شور و هیجان صورت گرفت.